اين شعر بسيار زيبا براي دانشجوياني كه در حوادث بعد از انتخابات كشته (شهيد) شدند سروده شده است.
پيشنهاد مي كنم كه حتما بخوانيد. البته متاسفانه متن كامل اين شعر به دستم نرسيد
...
تو جام شوكران را سر كشيديو ناگه از كنارم پر كشيدي
به دانه دانه اشك مادرانه
به آن انديشه هاي جاودانه
به قطره قطره خون
عشق سوگندبه سوز سينه هاي مانده در بند
دلم صد پاره شد در خاك افتاد
به قلبم از غمت صد زخم افتاد
بگو آنجا كه رفتي شاد هستي ؟
در آن سوي حيات،
آزاد هستي ؟هواي نوجواني خاطرت هست ؟
هنوزم عشق
ميهن در سرت هست؟بگو آنجا كه رفتي هرزه اي نيست ؟
بگو تقدير زورگويي و غم نيست ؟
كسي دزد شعورت نيست آنجا ؟
تجاوز به غرورت نيست آنجا ؟
خبر از گورهاي بي نشان هست ؟
صداي ضجه هاي مادران هست ؟
بخوان هم درد من، هم رزم و
همراهبخوان شعر مرا با حسرت و آه
دوباره اول مهر است و پاييز
غرور آسمان از بغض لبريز
من و ميزي كه خالي مانده از توو گل هايي كه پژمرده سر ميز

استقلال توانست مقاومت شيراز را شكست دهد تا رو سياهي براي دشمنان و البته تماشاگرنماهاي اين تيم بماند! كسي كه بايد استقلال را رها كند صمد مرفاوي نيست بلكه اين هواداران بي تعصب آبي نشان هستند كه مي بايست استقلال را براي هميشه رها كنند. هوادار وقتي به استاديوم مي آيد وظيفه دارد كه فقط تيم را تشويق كند نه اينكه سرمربي تعيين كند!!
پيشنهاد مي كنم كه افراد بي ظرفيت قيد حضور در ورزشگاه را بزنند يا تيم ديگري را انتخاب كنند تا استقلال رنگ آرامش را ببيند...
در چند بازي اخير استقلال شاهد بوديم هواداران عليه
جواد خياباني كه يكي از پرسپوليسي هاي متعصب هست شعار مي دهند.مثل اين شعار:
خياباني چيه چيه؟؟؟پولكيه پولكيه
!!!!!!سئوال اينجاست. چرا صدا و سيما كه به اصطلاح بي طرف(!) است از چنين افرادي استفاده مي كند كه مغرضانه گزارش مي كنند و شديدا هواي تيم محبوب خود را دارند.
متاسفانه گوش شنوايي در اين قضيه وجود ندارد و انگار صدا و سيما هم غير از ايجاد توطئه عليه جنبش سبز كار ديگري بلد نيست!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 1:46 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی
جمعه 13 آذر
اين اولين باري بود كه پرواز استقلالي ها بدون تاخير انجام شد و هواپيما ساعت 7 به زمين نشست. اگر اشتباه نكنم غير از كيانوش رحمتي و رينالدو همه ي بازيكنان حضور داشتند. ضمن اينكه مسعود مرادي هم با آبي پوشان به اصفهان آمد. هر چند هواداران حاضر در فرودگاه مايل نبودند كه صمد مرفاوي را تشويق كنند ولي به اصرار من از او حمايت كرديم. نكته قابل توجه اينكه كاروان استقلال لباس متحدالشكلي نداشت و همه با لباس شخصي آمدند. هاشم بيك زاده هم در جلوي اتوبوس با يكي از هواداران سپاهان درگيري لفظي پيدا كرد كه با حضور ما مشكلي به وجود نيامد. البته من اين بار فقط در كنار فرهاد مجيدي بودم و دلم نیامد که حتی یک ثانیه او را رها کنم. نامه اي كه نوشته بودم را هم به او تقديم كردم.
مثل هرسال اين بار هم تيم را تا هتل كوثر اسكورت كرديم. جلوي هتل حدود 100نفر از هواداران استقلال حضور داشتند كه به شدت استقلال را تشويق كردند اما متاسفانه بازيكناني مثل فرهاد مجيدي يا آرش برهاني در حلقه هواداران گير افتادند كه نزديك بود له شوند!!! ما كه نگران وضعيت بوديم به سختي بازيكنان را به داخل هتل فرستاديم.
نكته عجيب اين بود كه حدود 20 نفر از هواداران سپاهان با چماق و چاقو به جلوي هتل آبي پوشان آمدند و با وحشي گري درگيري ايجاد كردند...
شنبه 14 آذر
راس ساعت 9 صبح به ورزشگاه فولاد شهر رسيديم. يك ساعت بعد درها باز شد. من و دوستانم پشت نيمكت استقلال يعني در كنار جايگاه ويژه مستقر شديم. مصطفي ليدري سكوهاي روبه روي جايگاه را به عهده گرفت و من هم ليدر سكوهاي كنار جايگاه شدم. تشويق هاي ما از همان لحظه هاي ابتدايي آغاز شد. از آنجايي كه در جايگاه ما همه متحد بودند و به شدت استقلال را تشويق مي كردند فرمانده اصفهاني ورزشگاه كه سپاهاني بود عصباني شد و به من تذكر جدي داد كه حق ندارم ليدر باشم و بايد بشينم و سكوت كنم!!! اما من با اين قضيه مخالفت كردم و مجددا به تشويق ادامه دادم. اينجا بود كه فرمانده ديكتاتور دستور داد كه سربازها من را دستگير كنند. حدود نيم ساعت من را از بقيه جدا كردند كه صداي اعتراض آبي ها بلند شد و جو متشنجي به وجود آمد پس نيروي انتظامي مجبور شد كه من را آزاد كند. به محض اينكه وارد سكو شدم براي سومين بار شعارها رو شروع كردم كه بازهم سربازها من را تحديد كردند كه از ورزشگاه اخراجم مي كنند! هدف آنها اين بود كه هوادران استقلال ساكت باشند و فقط سپاهاني ها تشويق كنند... ساعت 13:20 سيدمهدي رحمتي براي گرم كردن وارد زمين شد و با شعار ((رحمتي يادت باشه طالب لو سرورته)) از او استقبال كرديم. چند دقيقه بعد بازيكنان سپاهان هم آمدند كه ما با شعار (( روانخواه يادت نره)) و (( واي واي اميد روانخواه ديدي چيكار كرد؟ زرد رو سوراخ كرد)) ياد و خاطره بازي رفت و برد 1 بر صفر را زنده كرديم. وقتي آبي پوشان براي گرم كردن وارد زمين شدند ورزشگاه منفجر شد و شعار (( قهرمان آسيا به اصفهان خوش آمدي)) در سرتا سر استاديوم شنيده مي شد. طبق سنت هميشگي بازيكنان را به ترتيب كسوت تشويق كرديم. فرهاد ديويد بكام- صادقي فرديناند- كاظمي ويرا و.....يكي يكي به سمت هواداران آمدند و تشكر كردند. ضمن اينكه حسين كاظمي از سوي هواداران سپاهان هم مورد تشويق قرار گرفت. با شروع بازي از شدت تشويق آبي ها كم شد و متاسفانه اكثرا تمايل داشتند به جاي حمايت از تيم فقط بازي را تماشا كنند...
ادامه دارد
در پايان باز هم به برخوردهاي بسيار بد فرماندهان زور گو و سربازان عقده اي حاضر در ورزشگاه اشاره مي كنم كه بدون هيچ دليلي تعداد زيادي از آبي ها را دستگير يا از استاديوم اخراج كردند.
شايد حضور محمود احمدي نژاد در اصفهان باعث شده بود كه چنين فضاي امنيتي شديدي در استاديوم حاكم باشد تا كسي جرات نكند عليه احمدي نژاد شعاري بدهد.
متاسفانه در هر تجمعي مثل 13 آبان ، 16 آذر يا مثلا بازي هاي فوتبال اين مردم هستند كه مورد هجوم و ضرب و شتم از سوي نيروي انتظامي و بسيج قرار مي گيرند...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 3:23 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
سلام آبي من رو از ديار نصف جهان پذيرا باشيد. خوشحالم كه بعد از چند هفته در خدمت شما هستم.
در ابتدا از خانوم صبا افشار صميمانه تشكر مي كنم كه در وبلاگ خودش براي من جشن تولد گرفت![]()
هم چنين از محبوب- پريسا پري آبي- نسيم- رزا نظرزاده نيكي ترين دختر- مرضيه- هاجر اقيانوس آبي و آزاده- محبوبه ضد پرسپوليسي- الناز- مريم حامي معدنچي- مهناز آبي غمگين- كيميا شادناز آبي- مليكا تريپ اس اسي- ميثم ايماني ليدر اينتر ميلان- عليرضا كوچكي پسر چشم آبي- مهيار اس اسي و زهرا عاشق استقلال كه تولد من رو تبريك گفتند سپاسگذارم
خسرو واقعا نماينده خوبي براي استقلال در تيم ملي است كه بازي هاي قابل قبولي را هم انجام داده. بدون شك خسرو حيدري مي تواند جانشين مناسبي براي مهدي مهدوي كيا باشد به شرطي كه افشين قطبي توجه ويژه اي نسبت به اين بازيكن داشته باشد.
اين هم 4 عكس از حيدري فابرگاس تقديم به شما



2
2
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
بي مقدمه بگم كه تشويق امير قلعه نوعي در استاديوم بدترين و البته خنده دارترين كار ممكن است كه متاسفانه بعضي از آبي نماها انجام مي دهند. اميرخان در حال حاضر سرمربي سپاهان است و حداقل تا پايان فصل هم در اصفهان مي ماند پس بهتر است كه فعلا او را فراموش كنيم و قيد حضور ژنرال در نيمكت آبي را بزنيم .
به نظر من استقلال در حال حاضر بيشتر از هر زمان ديگري به آرامش و حمايت نياز دارد. انصافا در بازي با راه آهن عملكرد خوبي داشتيم ولي حيف كه شانس با تيم ما يار نبود. در اين مسابقه مرفاوي براي اولين بار دستور هجوم همه جانبه را صادر كرده بود چون از نتايج ساير ديدارها خبر داشت ولي حضور سياوش اكبرپور آن هم در پست هافبك راست نكته اي عجيب بود. متاسفانه مرفاوي شهامت مقابله با اعتراض بازيكناني هم چون محمد محمدي و سياوش اكبرپور را ندارد و اين عيب بزرگ صمد است.
با اين حال آرزو مي كنم در مدت زماني كه ليگ تعطيل است نقاط ضعف تيم برطرف شود و شروع مقتدرانه اي براي باز پس گيري صدر جدول داشته باشيم.
حكايت محمد محمدي و پسر استقلالي او
من هميشه عادت دارم كه از تمام بازيكنان استقلال حمايت كنم و برايم فرقي هم نمي كند كه آن بازيكن نيمكت نشين و يا كم سن و سال و يا... باشد. اما قضيه محمد محمدي فرق مي كند. اين دروازه بان كه سابقه حضور در پرسپوليس را دارد اخيرا اظهار نظر عجيبي كرده بود. او گفته كه فقط به خاطر پسرش استقلالي شده و دليل آبي پوش شدنش علاقه به اين تيم نيست!!!!!!!!
از آنجايي كه پسر محمدي هوس كرده كه پدرش رو با پيراهن آبي ببينه اين دروازه بان هم تصميم به استقلالي شدن گرفته و....
به خاطر همين حرف ها و بي حرمتي به استقلال از محمد محمدي دلگير هستم. اميدوارم كه اين دروازه بان به زودي در اين باره توضيح دهد.
این ۴ عکس از وحید طالب لو رو هم گذاشتم که مطمئنم خوشتون میاد



[ ]
+ نوشته شده در ساعت 2:26 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی
امير قلعه نوعي عادت داره كه هميشه چند تا ليدر، باديگارد، همراه و... با تيم به شهرستانها ميبره كه بعضي وقت ها جا براي خود بازيكنها هم در اتوبوس تيم نيست!!! آقاي واعظ آشتياني امسال تصميم خوبي گرفته و اجازه نداده كه افراد اضافي با پرواز بازيكنها به شهرستانها بروند.
در سفر به اصفهان غير از كادر فني و بازيكنها فقط آقاي آشتياني- حاج مجيد پورسيف (رييس كانون هواداران)- مدد جباري (تداركات تيم) و يك فيلم بردار حضور داشتنند و خبري از توريست هاي هميشگي استقلال نبود!!
ليدرهاي استقلال (حاج مجيد هداوند- داوود جورابلي- شاهرخ ومهدي) روز بازي مستقيما به ورزشگاه آمدند و خوشبختانه ليدرهاي پولكي يعني افشار لفظي و سهراب بوقي حضور نداشتند!
فيلم بردار آبي استقلالي هم با تيم بود و از ما در استقبال و اسكورت تيم تا فرودگاه فيلم گرفت و...
آرش برهاني و هادي شكوري با هم خيلي شوخي داشتند. در يه صحنه آرش به هادي نكته خنده داري رو يواشكي گفت و شكوري بلند خنديد. بعد از چند لحظه شكوري گفت: آرش جون به خدا نفهميدم چي گفتي. ميشه 2باره بگي؟!! برهاني هم گفت: پس تو به چي خنديدي؟... اينجا بود كه دوباره صداي خنده اين 2نفر بلند شد. البته با نگاه تند آقا صمد همه چيز زود تموم شد.
وحيد طالب لو دور از بقيه روي نيمكتي نشسته بود تا بقيه بازيكنان از او ويروس سرما خوردگي نگيرند. اين فرصت مناسبي بود كه با وحيد چند دقيقه اي صحبت كنم. طالب لو گفت: اهل اينترنت نيست و اگه فرصتي داشته باشه به جاي رفتن به اينترنت دوست داره كه بخوابه. يه طالب لو گفتم اگه بشه يه وبلاگ درجه يك براي حمايت ازش درست ميكنم ولي آقا وحيد نظر ديگه اي داشت و گفت: نه عزيزم. دوست ندارم كه برات زحمت درست كنم. اگه نظر منو ميخاي به جاي حمايت از من از استقلال حمايت كن داداش...
براي مهدي امير آبادي نامه ي بلند بالايي نوشته بودم ولي از شانس بد من الكس استقلالي با تيم به اصفهان نيومد...
اين بار هم مثل هميشه حضور در جمع استقلالي ها براي من لذت بخش بود اما عدم حضور فرهاد مجيدي در اصفهان اين لذت رو براي من كم كرد.

اين شعر از هنگامه خواننده استقلالي رو با كمي تغييرات به همه ي شما آبي هاي دوست داشتني وبلاگم تقديم ميكنم:
به خاطر تو مي خونم
يا تو يا هيچ تيم ديگه
قدر گلهات رو ميدونم
يا تو يا هيچ تيم ديگه
به خاطر تو ميشكنم
يا تو يا هيچ تيم ديگه
من از تو دل نمي كنم
يا تو يا هيچ تيم ديگه.
اين اس اس منه دوسش دارم خيلي زياد
قهرماني بهش مياد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 1:24 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی
كاروان تيم استقلال ساعت 18:30 دقيقه با پرواز به اصفهان رسيد كه غير از مجيدي، اميرآبادي و اكبرپور همه بازيكنان حضور داشتند.
البته اين بار استقبال كمتري از آبي پوشان نسبت به دفعات قبل انجام شد به هرحال از همه ي هواداران اصفهاني صميمانه تشكر ميكنم.



ما تا هتل بازيكنان را اسكورت كرديم كه آبي پوشان با ترس شاهد حركات عجيب ما بودند!
وقتي بازيكنان به هتل آسمان رسيدند من هم با مهدي سيدصالحي به هتل رفتم و نيم ساعت با بازيكنان در لابي بودم و كلي عكس و فيلم گرفتم.
نكته قابل توجه برخورد بسيار بسيار عالي بازيكنان استقلال با هواداران بود كه من در اين چند سال برخورد تا اين حد خوبي خوبي از آنها نديده بودم.
روز بازي هم از ساعت ۹ در استاديوم بوديم و به همراه ۲ تن از دوستانم ليدري ميكرديم...
سه شنبه شب حدود ساعت 20:30 براي بدرقه از تيم با دوستم ميثم ايماني به فرودگاه رسيديم. بازيكنان به علت شكست خيلي حال و حوصله نداشتند ولي به گرمي با ما صحبت ميكردند.
صحنه عجيب بيژن كوشكي بود كه با پاي گچ گرفته روي ويلچر نشسته بود! البته خودش گفت مشكل خيلي جدي نداره و فقط ۴هفته مصدومه ...

وحيد طالب لو در گوشه اي خلوت نشسته بود. بهش گفتم:آقا وحيد بچه هاي تيم دارن ميرن. جا نموني!! وحيد هم با خنده گفت: من با تيم نميرم!!
خسرو حيدري هم قول داد كه بازي با سپاهان پيراهنش رو به من يادگاري بده. خسرو جان يادت نره !

صمد مرفاوي از همه ناراحت تر بود. به آقا صمد گفتم: ما هواداران تا آخرش از شما حمايت ميكنيم. صمد لبخند تلخي زد و تشكر كرد...
اما ازهمه جالب تر شوخي هاي من با هادي شكوري بود كه تمومي نداشت!!!! البته به علت بعضي مسائل جزييات رو نميگم.
آرش برهاني و پژمان منتظري در لحظات آخر پرواز با اشجاري بازيكن ذوب آهن به فرودگاه رسيدند كه آنها رو به گيت ورودي فرودگاه راهنمايي كرديم.
به آرش گفتم: يادته 2سال پيش به من و دوستم گفتي كه خيلي شكل هم هستيم؟ آرش گفت: اتفاقا الان هم ميخواستم بگم كه شما 2تا خيلي شكل هم هستيد. برادريد!؟

جانواريو هم مشغول گوش كردن به آهنگ های mpt player خودش بود

... واين گوشه اي از خاطرات من از سفر آبي پوشان به اصفهان بود. بعد از خداحافظي و دست دادن با تك تك بازيكنان با خستگي فراوان از يك روز البته زيبا به خانه برگشتم. به خودم گفتم: چي ميشد امروز بد شانس نبوديم و نمي باختيم.

در پایان به مطلب سایت رسمی باشگاه استقلال اشاره میکنم که استقبال هواداران اصفهانی را بی نظیر توصیف کرد. همان طور که قبلا هم گفته بودم ما بهترینیم.
ادامه دارد.......
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 2:40 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی






